ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

73

مجمع التواريخ ( فارسى )

سپاه خود و چون چشم پوشيده شد همهء اين امور مرئى نميشود پس خوف و جبن مستولى نخواهد شد . الغرض چون سپاه افغان دفعة بر چرخچى و هر اول « 1 » لشكر سيد احمد شاه زدند لشكر چرخچى تاب صدمهء آن فوج نياورده و نيز چون جاى تنگ بود از عقب مدد به آنها نتوانست رسيد جمعى كشته شدند و تتمه برگشتند و صدمه بر فوج قول « 2 » زدند و مقارن اين ولى محمد خان و طالب خان هر دو از دست راست و ساقهء لشكر رو بفرار نهادند و به نحوى فوج بهم برآمد كه ديگر طاقت صف آرائى در آنها نماند و بسيارى از فوج سيد احمد شاه در درياى نمك فرو رفتند و آنچه در برابر لشكر افغان بودند كشته شدند و اكثر سركردگان كرمان در زمينى ايستاده بودند كه سه طرف آن درياى نمك بود و راه بدر رو در كمال تنگى داشت نتوانستند گريخت همگى اسير افغان شدند و سيد احمد شاه كه با كمال بىاعتنائى در روز جنگ بر اسب هم سوار نشده بود و بر تخت روان استرى سوار بود چون واقعه را بدين منوال مشاهده نمود از غايت اضطراب پاى برهنه خود را بر اسب كتل رسانيده و تاج و جيقهء سلطنت را از سر انداخته به صورت مبدل با افاغنه به تنهائى جنگ گريز نموده جمعى كه روبروى او مىآمدند از ضرب شمشير او مقتول ميشدند . خلاصه بهر نحوى كه بود از معركه بيرون رفت و اگر چنين نميكرد او هم بگير آمده بود . لشكر افغان بعد از فتح جميع كارخانجات و اسباب شاهى او را با سرداران و سركردگان سپاه كه اسير شده بودند برداشته بشيراز رفتند و از بيم و هراسى كه از تهور سيد احمد شاه در دل داشتند و نيز به جهت ضيق طريق تعاقب ننمودند و سيد احمد شاه بصعوبت تمام روز ديگر خود را بنيريز رسانيد و از آنجا اسپان را عليق خورانيد با هفتصد هشتصد سوار كه همراه او باقى بودند از درياى نمك ديگر كه در بين بلاد فارس و كرمان است عبور نموده داخل توابع كرمان گرديد و بعد از داخل شدن به شهر كرمان چون سركردگان كرمان بعضى كشته شده و اكثرى اسير افغان بودند چندان

--> ( 1 ) - هر اول يعنى قسمت پيشرو سپاه ( 2 ) - يعنى قلب لشكر